پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
244
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
كدام نخلى است كه بيفتد و كودكانى كه در حسرت صعود از آن بودهاند ، دورهاش نكنند و شاخ و برگهايش را به لجاجت نشكنند . التماس نكن ليلا ! من اينجا ماجرا را تا قيام قيامت هم نخواهم گفت . . . . نه ، ليلا ! يقين داشته باش كه اگر خدا را هم پيش چشمم بياورى ، اين بخش ماجرا را از من نمىشنوى . همين قدر بگويم كه اگر خون فرزندت چشمهاى مرا نپوشانده بود ، من اسبى نبودم كه سوارم را به ميانهء سپاه دشمن ببرم . آخر چه توقّعى است از كسى كه چراغ چشمهايش خاموش شده ؟ ! « 1 » و « عقاب » در آخرين مجلس اين دفتر ، آخرين ورق كتاب عمر خود را ورق مىزند : امشب ، آخرين شب عمر من است . از فردا اين حياط كوچك به اندازهء يك اسب خلوتتر خواهد شد و من نيز اين بار سنگين تن را بر زمين خواهم گذاشت . . . . روزهاى سختى پيش روى توست ليلا ! اين چند شبانه روز ، همه يك تمرين بود براى صبورى . بايد آماده مىشدى براى شنيدن اصل ماجرا . مصيبت محبوبت حسين ! و اين ، كار من نيست ليلا ! من بار سفر بستهام و اين چند روز را هم در فراق سوارم بى عمر زيستهام . خبر حسين را از سجّاد بايد پرسيد . من خودم ديدم كه او على رغم بيمارى ، يال خيمه را كنار زده بود و از پشت پردهء لرزان اشك ، به تماشاى عاشورا نشسته بود . « 2 » 2 - 35 . بررسى محتوايى « پدر ، عشق و پسر » مجموعهء روايى - داستانى ( پدر ، عشق و پسر ) پردههاى جميل و شورآفرينى از يك صحنهء استثنايى عاشورا را به زيبايى به تصوير مىكشد و در انجام اين مهم ، از متون تاريخى و رجالى و روايى بسيارى از قبيل : ابصارالعين ، ابطال الهاشميّين ، ارشاد ، اسرار الشّهاده ، الاختصاص ، العيون العبرى ، اعيان الشّيعه ، المعارف ابن قتيبه ، امالى ، انساب الاشراف ، انصارالحسين ، بحارالانوار ، تاريخ طبرى ، تنقيح المقال ، رياحين الشّريعه ، رياض القدس ، طبقات كبير ابن سعد ، فتوح ابن اعثم ، مثير الاحزان ، مقاتل الطالبيّين ،
--> ( 1 ) . همان ، ص 61 - 65 . ( 2 ) . همان ، ص 79 - 82 .